خرید بک لینک

امشب دلم کبوتر نجف شده

و در صحن زیبایت

-پای ایوان طلا-

چه آرامشی گل می کند در جان زائر

به خدا که تو پدر امتی

نام زیبایت مرا تا آسمان بالا کشید ...

یاحسین(ع)

من آمده ام به دنیا

آمده ام که تو را دوست بدارم

آمده ام که تو را بستایم

تو را بسرایم

و تو را زمزمه کنم

و دستانم را در شبکه های ضریحت گره بزنم

و چشمانم را به نم اشک فراقت آبیاری کنم...

مرا با دنیای دنیایی ها کاری نیست

من در تاریخ تو مانده ام

- با آنکه با تو نبودم

اما

دل که به مهر تو داده ام!-

و برای من هر روز عاشوراست و همه جا کربلا

انگار همه روضه ی تو را می خوانند

حسین...

به من بیاموز چگونه دوستت بدارم

و چگونه با تو باشم

و چگونه در تو ذوب شوم

یا لیتنی کنت معک

ای کاش آنروز با تو بودم ...

دلتنگم ...

مسافر

برچسب: نویسنده: میلاد کمالی تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 21:15

صفحه بندی